|
نظامي (متوفاي 614ه ق)
تأثير حافظ از شعر نظامي – مثنوي سرا و داستان پرداز بزرگ قرن ششم و يکي از ارکان ادب فارسي - محرز است. حافظ در مقطع غزلي، به نام نظامي تصريح دارد:
چو سلک درّ ِ خوشابست شعر نغز تو حافظ |
که گاه لطف سبق مي برد ز نظم نظامي |
|
از آن گذشته، در ساختن « ساقي نامه» مستقيماً به ساقي نامه ها و مغنّي نامه هاي کوتاه دو بيتي نظامي در شرفنامه و اقبالنامه نظر داشته است. با اين توضيح که ساقي نامه حافظ هم وزن اين دو منظومه نظامي است. نظامي در شرفنامه، در آغاز بخشهاي مختلف خطابهاي دوبيتي- که ترجيع وار تکرارمي شود - به ساقي دارد که نمونه اي از آنها نقل مي شود:
بيا ساقي آن جام آيينه فام |
به من ده که بر دست به جاي جام |
|
چو زان جام کيخسرو آيين شوم |
بدان جام روشن، جهان بين شوم |
|
(شرفنامه، ص 153)
و نظير اين خطابها به مغنّي:
مغني سحرگاه بر بانگ رود |
به ياد آور آن پهلواني سرود |
|
نشاط غنا در من آور پديد |
فراغت دهم زانچه نتوان شنيد |
|
(اقبالنامه، ص 130)
حافظ خطابهاي مربوط به ساقي و مغنّي را در هم تنيده و به توالي و تناوب گاه با اين و گاه با آن سخن مي گويد:
بيا ساقي آن بکر مستور مست |
که اندر خرابات دارد نشست |
|
به من ده که بدنام خواهم شدن |
خراب مي و جام خواهم شدن |
|
مغني نواي طرب ساز کن |
به قول و غزل قصه آغاز کن |
|
مغني از آن پرده نقشي بيار |
ببين تا چه گفت از درون پرده دار |
|
شباهتهاي ديگر:
1) نظامي: هر چه خلاف آمد عادت بود قافله سالار سعادت بود( مخزن الاسرار، ص 108)
حافظ: در خلاف آمد عادت بطلب کام که من...
2) نظامي: دست بدار اي چو فلک زرق ساز زآستن کوته و دست دراز (مخزن الاسرار، ص142)
حافظ گويد:- ... زانچ آستين کوته و دست دراز کرد
- دراز دستي اين کوته آستينان بين
3) نظامي: هم قصه نانموده داني هم نامه نانوشته خواني (ليلي و مجنون، ص4)
حافظ: ... که هم ناديده مي بيني و هم ننوشته مي خواني
4) نظامي:باز بناي توبه را عشق خراب مي کند روزه گشاي عاشقان از مي ناب مي کند(ديوان قصايد و غزليات، ص 215)
حافظ: از مي کنند روزه گشا طالبان يار
5) نظامي: از زلف بنفشه را دهد تاب (ليلي و مجنون، ص98)
حافظ: تاب نقشه مي دهد طرّه مشکساي تو
منبع : حافظ نامه(جلد1)- بهاءالدين خرمشاهي
بازگشت |